<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تاریخ آذربایجان  </title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/</link>
<description>مطالبی پیرامون تاریخ آذربایجان  Azərbaycan Ötəyi Çevrəsində yazїlar   </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 04 Nov 2009 11:33:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کتاب لغت قطران تبریزی</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;جمیله صادقووا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;ترجمه :پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر چه زبان پارسی در سده‎های میانه از میان کشورهای شرق در هندوستان مورد پژوهش قرار گرفت ولی نخستین تلاش‎های پارسی پژوهی در آذربایجان به میان آمده و نخستین کوشش برای فراگیری آن زبان، توسط فرهیختگان آذربایجانی انجام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آثار زبان شناسی چه از دوره‎ی اولیه و چه بعدها به دلایل گوناگون به زمان ما نرسیده است یا پژوهش نشده یا کمتر مورد مداقه قرار گرفته‎اند. از این رو نخستین اثر زبان شناسی، نخستین کتاب لغت و تاریخ نوشته شدن آن تا این اواخر مورد مباحثه و مناقشه است. این به آن معنا نیست که برای دانستن آن کوششی انجام نگرفته است. گم شدن و از میان رفتن برای دست نوشته‎های لغت در دوره‎های گوناگون که به دلایل خاصی صورت گرفته، دانستن تاریخ زبان شناسی پارسی و از آن جمله تعیین نخستین کتاب لغت را با دشواری مواجه ساخته است. چنین وضعی موجب شده است که پژوهش‎گران به مباحثه پرداخته به نتایج متفاوتی دست یافته و آرای گوناگونی ابراز کرده‎اند. درست از این رو است که درباره‎ی تاریخ پیدایش کتاب لغت و زمان نگارش آن، میان دانشمندان و ادیبان مباحثاتی درگرفته و آنان نظراتی بیان کرده‎اند. این عالمان به دو دسته تقسیم می‎شوند: &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 11:33:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرزوی استقلال آذربایجان</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;محمدامین رسول زاده&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خون به ناحق بر زمین نمی‌ماند همچنانکه خون سیاوش نماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آه ستمدیده خاموش نمی‌شود همچنانکه ستم کربلا خاموش نگردید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ستم پایدار نمی‌ماند همچنانکه ستم ضحاک پایدار نماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آرزوی استقلال فداییانی پرورش می‌دهد همچنانکه ترکیة ملی را بوجود آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اندیشه نابود شدنی نیست همچنانکه دژخیمان نرون نتوانستند مسیحیت را از میان بردارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنای ایمان نمی‌سوزد همچنانکه آتش نمرود ابراهیم را نسوزاند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زبان فهم ساکت نمی‌گردد همچنانکه گالیله در محضر دادگاه تفتیش عقاید ساکت نماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حق شکست نمی‌خورد همچنانکه موسای فراری از فرعون شکست نخورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیا گمان می‌برید که من نیز توسط نیروهای ویرانگر و غارتگر بلشویک مغلوب شوم و همچنین فکر استقلال و جمهوری از میان برود؟ جلادان بلشویک همچنان که نمی‌توانند آتش مقدسی را که از خاک گرم باکو مانند امواج دائمی دریای خزر مشتعل است، خاموش کنند؛ از نابودی حس استقلالی که در فکر و قلب هموطنان آذربایجانی رسوخ کرده عاجزند. خزری که از باد شمال به تموج درآمد و آتش آبی خلیج باییل را خاموش کرده؛ با گذشت زمان کافی است که موجها آرام شده، آتش مقدس دوباره روشن شده و باییل&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; را نورانی نماید.&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;/A&gt;1 . توضیح مترجم: محمدامین رسول زاده این مقاله را در 1920 در روستای لاهیج نوشته است. پس از آنکه جمهوری آذربایجان توسط ارتش سرخ از بین رفت، او در این روستا پنهان شده بود. مطالب این مقاله مربوط به جمهوری آذربایجان است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;/A&gt;1 . باییل نام خلیجی در بندر باکوست. در اینجا گازی که به سطح دریا می‌آید، در زمان آرامش دریا، به دلیل آتش گرفتن شعله کشیده و با نوری آبی می‌سوزد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 05:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ساختار اجتماعی تبریز در دوره مغول</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;سیدآقا عون اللهی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شکل گیری تبریز به عنوان شهری مهم اهمیت علمی فروانی دارد. آنچنان که پیداست منظره‎ی بیرونی و کارهای ساختمانی شهرهای آن دوره، کاملاً ماهیت اقتصادی- اجتماعی شهر را نمایان می‎سازد. در تبریز نیز مانند دیگر شهرهای شرقی، کشیده شدن حصار و استحکام قلعه، در جهت منافع طبقه‎ی اعیان و با دو هدف انجام می‎شد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الف) ساخت حصار، استحکام شهر و ساخت صندوقهایی پر از آب بر دور آن برای دفاع از شهر در برابر دشمنان بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ب) در داخل شهر تبریز در جهت مقاصد دفاعی دژ مستحکمی ساخته می‎شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اعیان با زندگی در همین دژها خود را از عصیان و یورش دشمنان خارجی محافظت می‎کردند. معمولاً زندان نیز در دژ وجود داشت. زمینداران در اینجا مخالفان و دشمنان خود را زندانی می‎کردند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 07:49:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاج نظم السلطنه افشار</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمدحسن خان امیر نظمی افشار در سال 1251 ق در اورمیه بدنیا آمد. وی از ایل افشار بود. این ایل از بزرگترین ایلات ایران است که در استانهای آذربایجان شرِقی، آذربایجان غربی، خراسان، کرمان، فارس، سیستان، زنجان، همدان و خوزستان پراکنده اند. افشارها از ایلات ترک تبار هستند که از ترکستان به ایران آمده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  افشارها از زمان شاه تهماسب، حکومت اورمیه را در دست داشته اند. در زمان سلطنت شاه عباس اول، کلبعلی سلطان افشار در جنگ بغداد رشادت فراوان کرد و شاه موافقت نمود تا ایل افشار عموماً در منطقه آذربایجان غربی و اورمیه ساکن شوند. طبق این فرمان کلبعلی سلطان تعداد 8000 خانوار از افشارها را از عراق و فارس و خراسان به اورمیه آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ایل افشار دارای 14 طایفه است. محمدحسن امیر نظمی افشار از طایفه افشار قاسملو بود. اجداد وی همواره حکمرانی مناطقی چون خوی و اورمیه را در دست داشته اند. رضاقلی خان افشار قاسملو در سال 1182 ق/ 1146ش از طرف کریم خان زند بیگلربیگی اورمیه شد و پسرانش یکی پس از دیگری این مقام را داشتند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 05:47:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کشتار اویغورها در چین و حواشی آن</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اویغورها شاخه ای از قوم بزرگ ترک هستند که در کشورهای چین، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و مغولستان زندگی می کنند. اویغورهای چین با ۲۰ میلیون نفر جمعیت (که ۹ میلیون آنها در ترکستان شرقی زندگی می کنند) بزرگترین گروه اویغورهای جهان هستند. اویغور در زبان ترکی به معنای «پیوسته» و «متحد» است. اویغورها از قدیم الایام برای خود حکومتهایی مستقل و نیمه مستقل داشته اند و فرمانروایان آنها «قاغان» نامیده می شدند. آنان پیش از آنکه در قرن 13 میلادی به اسلام ایمان آورند، به آیینهای دیگری چون، مانی، زرتشتی و مسیحی گرایش داشتند. اویغورها از قدیمیترین گروههای ترکان هستند که به دین اسلام و مذهب سنی حنفی گرویده اند. در سال 451 ق محمودکاشغری یک ترک اویغور کتاب مهم «دیوان اللغات الترک» را به المقتدی بالله خليفه‌ی عباسی تقديم کرد. اين کتاب نخستين کتاب گرامر ترکی است. در اين کتاب آگاهی‌هاي مهمی در باره‌ی اقوام ترک و نمونه‌هايي از ادبيات ترکی آورده شده است. گویش اویغوری یکی از خالص ترین گویشهای زبان ترکی است و این کتاب مهم نیز به این گویش معطوف است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 10:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خس و خاشاک کیستند؟</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«خس و خاشاک» عبارتی است که یکی از نامزدهای انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر دربارة هواداران نامزدهای دیگر بکار برده و موجب بروز هیجانات و اعتراضات فراوانی شده به نحوی که حتی خود ایشان مجبور شده به نحوی حرف خود را اصلاح نماید. تردیدی نیست که استفاده از این عبارت سخیف برای گروهی از مردم، ریشه در تربیت خانوادگی و جناحی این فرد دارد چرا که هیچ فرد اصیل النسبی چنین بی ادبی وقیحانه ای را انجام نمی دهد؟ نباید فراموش کرد که حتی آیت الله خمینی نیز برای دشمنانش مانند شاه یا کارتر از عناوینی مانند «آقای شاه» و «آقای کارتر» استفاده می کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسش این است که این عنوان از کجا پیدا شده و آیا چنین تصوری دربارة مخالفان ریشة تاریخی دارد یا اینکه اشتباه لفظی بوده است. بنده کوشش میکنم تا به عنوان یک دانش آموز تاریخ به این پرسش پاسخ دهم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 14:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>26 تیر سالروز سرنگونی پرچمهای استبداد توسط ستارخان</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;نریمان حسن زاده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توضیح: درخبرها آمده بود که همایش ملی سرداران مشروطه در 17 خرداد در سالروز سرنگونی پرچمهای استبداد توسط ستارخان در تبریز برگزار خواهد شد. طبق مدارک مستدل و انکار ناپذیر تاریخی این اتفاق در 26 تیر رخ داده و نه در 17 خرداد.  امر سخیف استفادة انتخاباتی و ابزاری از ستارخان کاملاً مشهود است آنهم توسط کسانی که تا دیروز ستارخان را «اسب دزد» می نامیدند و انتشار کتاب و عکس او را ممنوع می کردند. مقالة حاضر واقعیات تاریخی پیرامون این واقعه را بیشتر نمایان می سازد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 13:06:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصول و قواعد اساسی زبان ترکی</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اصول و قواعد اساسی زبان ترکی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;B&gt;[1]&lt;/B&gt;&lt;/A&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زبان ترکی یکی از زبانهای گروه زبانهای اورال – آلتاییک و از دسته زبانهای التصاقی (Agglutinative) است. در زبانهای التصاقی ریشة فعل بصورت ثابت باقی مانده و ضمایر و پسوندها به آن الصاق می شوند. بدین ترتیب در زبانهای التصاقی همواره می توان ریشه فعل را در حالات مختلف صرفی آن تشخیص داد. در اين زبان‌ها، واحدهای زبانی هم در معنای قاموسی و هم معنای ساختمانی مؤثرند ولی نحوه‌ی ساختمان آنها بسيار روشن است. اجزاء سازه نيز ثابت و مشخص است. در اين زبان‌ها علاوه بر ريشه‌ی کلمات که از يک يا چند هجا تشکيل می‌شود، ادات پيوندی نيز وجود دارد. در اين زبان‌ها ماده‌ی اصلی کلمات هميشه صورت واحدی دارد و اگر معانی ثانوی بدان افزوده شود، فرم اصلی آن کلمه تغيير نمی‌کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مردم آذربایجان از نظر نژاد و زبان متعلق به ترکان اوغوز هستند. آنان از مهم‌ترين قبايل ترک بودند. ترکان غربی يعنی ساکنين شرق دريای خزر، ايران، ترکيه، آذربايجان، عراق و بالکان از قبايل اوغوز هستند. اقوام ترک با 29 لهجه‌ سخن می‌گفتند که از اينان 22 لهجه دارای گرامر و ادبيات مستقل بود. مهمترین ویژگیهای زبان ترکی به این ترتیب هستند:&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; . این مقاله از نوشته های آقایان محمدعلی فرزانه، تیمور پیرهاشمی و جواد هیئت اقتباس و تهیه شده است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 04:41:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حبیش تفلیسی</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;جمیله صادقووا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از دانشمندانی که مردم آذربایجان به دنیای دانش بخشیده‎اند، دانشمند بزرگ سده‎ی 12 ابوالفضل حبیش بن ابراهیم بن محمد تفلیسی است. حبیش تفلیسی به عنوان منجمی با استعداد، پزشک، ادیب، لغت شناس، ریاضی دان و مهندس بیش از 30 اثر از خود بر جای نهاده که می‎توان به «قانون ادب»، «لغت قوافی»، «کامل التعبیر» اشاره کرد. متأسفانه همه‎ی آنها به دست ما نرسیده و آنها هم که شناخته شده‎اند، موضوع پژوهش واقع نشده‎اند. بخشی مربوط به تفلیس در زندگی و آثار حبیش و بخش سال‎های مربوط به آذربایجان هنوز بر ما معلوم نیست. او در تفلیس زاده و بالیده شد. به نظر ما زمان آمدن او از تفلیس به قونیه به سال‎های 550 یا 551/ 1155- 1156 م. مربوط می‎شود در همین سال قزل ارسلان دوم پسر مسعود سلجوقی (588-551) به حکومت رسید. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Apr 2009 05:28:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بستر تاریخی نامگذاری جمهوری آذربایجان</title>
<link>http://shahmarasi.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;پرویز زارع شاهمرسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرزمینهای قفقاز در اثر جنگهای ایران و روس و قراردادهای گلستان و ترکمنچای به روسیه واگذار گردیدند. روس‌ها به محض تسلط بر قفقاز تمامی خطوط تاريخی و مرزی داخلی را تغيير دادند. در 1840 دو ايالت شرقی و غربی در قفقاز پديد آمد. ايالت گرجی به مرکزيت تفليس و ايالت کاسپی (خزر) به مرکزيت شماخی. در سال 1859م شاماخی در اثر زلزله ويران شد و مرکز ايالت به باکو انتقال يافت. طبق قانون 9 دسامبر 1867 قفقاز به 15 استان کوتائيس، تفليس، ايروان، گنجه و باکو تقسيم شد. اين اقدامات در جهت ادغام سريع‌تر قفقاز در قالب روسيه انجام می‌گرفت در اين راستا نام‌های تاريخی شهرها تغيير يافت. مثلا شهر گنجه به مناسبت اين که در روز تولد ملکه اليزابت به دست روس‌ها تسخير شده بود، به اليزابت پول تغيير نام داد. هم چنين روس‌ها برای تضعيف دين اسلام، به ويران نمودن بناهای اسلامی يا تبديل آن‌ها به فروشگاه، تبليغ دين مسيحيت و هم چنين مهاجرت و اسکان مسيحيان به ويژه ارمنيان در ميان مسلمانان دست زدند. مقامات روسی برای اجرای برنامه‌های خود و صدور فرمان‌هايي برای مردم مسلمان قفقاز، به مترجمانی نياز داشتن که هم زبان روسی را بلد باشند و هم به زبان‌های شرقی (ترکی، فارسی و عربی) مسلط باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سه نفر از بهترين مترجمانی که برای مقامات روسی در اين زمينه فعاليت می‌کردند. ميرزا آدی گوزه‌ل بيگ، ميرزا فتحعلی خان آخوندزاده و عباسقلی بيگ باکيخانف بودند. ميرزا آدی گوزه‌ل بيگ يک قره‌باغی بود که کتاب «قره‌باغ نامه» را در باره‌ی تاريخ قره‌باغ نوشته است. عباسقلی بيگ باکيخانف از يک خانواده‌ی اشرافی باکو و نويسنده‌ی کتاب پر ارج «گلستان ارم» درباره‌ی تاريخ منطقه‌ شروان می‌باشد. ميرزا فتحعلی خان آخوندزاده در نوخا (شکی) متولد شده ولی پدرش از خامنه بود و پدر بزرگش از رشت. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Mar 2009 06:57:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shahmarasi&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>shahmarasi</dc:creator>
<guid>http://shahmarasi.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
